تبليغاتX
step2:copy this code to body
Visit Dynamic Drive for free, award winning DHTML scripts for your site:
Menu and Navigation | Scrollers | | Links & tooltips | Image Slideshows
Home | Free JavaScripts | JavaScript tutorials | DHTML & CSS tutorials
Web Coding and discussions forum. Visit Coding Forums for help on JavaScript, CSS, PHP, XML, and more.
Webmaster Pick features free and useful webmaster resources. Check out their useful Gif Optimizer.
زود عـــــاشـــق نــــشـــــو ... !

 

- من از طرف آقاي احمدي نژاد، از آقاي موسوي عذر مي خواهم که راي لازم را براي رياست جمهوري نياورده اند.

-
من از طرف همه کساني که به آقاي احمدي نژاد راي داده اند، از کساني که به آقاي موسوي راي داده اند عذر مي خواهم که چرا دو سوم از يک سوم بيشتر است.

- من از طرف همه روستاييان و شهرستاني هاي مناطق محروم ، از بالاشهري ها به ويژه بالاشهرنشين هاي تهراني عذر مي خواهم که به آقاي موسوي راي نداده اند.

-
من به عنوان يک تهراني از طرف مردم مختاري و جواديه و شوش ، از ساکنان محترم ولنجک و ونک و شمرون عذر مي خواهم
.

-
من به عنوان يک مشهدي از طرف بچه محل هاي گلشهر و سيّدي و طلاب ، از اهالي محترم و متشخص سجادشهر و اماميه و آب و برق عذر مي خواهم
.

-
من به عنوان يک ايراني از طرف مردم کهنوج و عنبرآباد کرمان ، از آقاي ميرحسين موسوي عذر مي خواهم که به موج سبز نپيوستند
.

-
من از طرف مردم لرستان و آذربايجان، از دکتر زهرا رهنورد عذر مي خواهم که بر خلاف توقع ايشان ، قبيله گرايي و نژادپرستي نکرده اند و بر اساس مصلحت شان تصميم گرفته اند
.

-
من از طرف شوراي نگهبان از اوباما و نتانياهو عذر مي خواهم که به محض مشخص شدن نتيجه انتخابات به نفع احمدي نژاد ، اعتبار انتخابات ايران را لغو نکرده است
.

-
من به طور کلي عذر مي خواهم و اميدوارم اغتشاش گران محترم به من و ساير مردم فرصت دهند تا بار ديگر پيش از راي دادن ، نظر آنان را جويا شويم
.

-
من اساساً عذر مي خواهم و تعجب مي کنم چرا به خاطر اين که به احمدي نژاد راي داده ام ، خدا مرا به سنگ و چوب تبديل نکرده است
!

- من همچنان عذر مي خواهم... 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 15:30  توسط ليلــی | 

 

تا نهان سازم از تو بار دگر

راز اين خاطر پريشان را

می كشم بر نگاه ناز آلود

نرم و سنگين حجاب مژگان را

 دل گرفتار خواهش جانسوز

از خدا راه چاره می جويم

پارساوار در برابر تو

سخن از زهد و توبه می گويم

آه ... هرگز گمان مبر كه دلم

با زبانم رفيق و همراهست

هر چه گفتم دروغ بود، دروغ

كی ترا گفتم آنچه دلخواهست

تو برايم ترانه می خوانی

سخنت جذبه ای نهان دارد

گوئيا خوابم و ترانه تو

از جهانی دگر نشان دارد

شايد اينرا شنيده ای كه زنان

در دل «آری» و «نه» به لب دارند

ضعف خود را عيان نمی سازند

رازدار و خموش و مكارند

آه، من هم زنم، زنی كه دلش

در هوای تو می زند پر و بال

دوستت دارم ای خيال لطيف

دوستت دارم ای امید محال

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:14  توسط ليلــی | 
 

تـــــــــــــــــولدم مـــــــــــــــــــــبارک ... !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 1:59  توسط ليلــی | 

لخت شدم تا در آن هوای دل انگيز


پيكر خود را به آب چشمه بشويم

وسوسه می ريخت بر دلم شب خاموش

تا غم دل را بگوش چشمه بگويم

آب خنك بود و موج های درخشان

ناله كنان گرد من به شوق خزيدند

گوئی با دست های نرم و بلورين

جان و تنم را بسوی خويش كشيدند

بادی از آن دورها وزيد و شتابان

دامنی از گل بروی گيسوی من ريخت

عطر دلاويز و تند پونه وحشی

از نفس باد در مشام من آويخت

چشم فرو بستم و خموش و سبكروح

تن به علف های نرم و تازه فشردم

همچو زنی كاو غنوده در بر معشوق

يكسره خود را به دست چشمه سپردم

روی دو ساقم لبان مرتعش آب

بوسه زن و بی قرار و تشنه و تبدار

ناگه در هم خزيد ... راضی و سرمست

جسم من و روح چشمه سار گنه كار

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 3:23  توسط ليلــی | 
 

شب تيره و ره دراز و من حيران


فانوس گرفته او به راه من

بر شعله بی شكيب فانوسش

وحشت زده می دود نگاه من

 
بر ما چه گذشت؟ كس چه می داند

در بستر سبزه های تر دامان

گوئی كه لبش به گردنم آويخت

الماس هزار بوسه سوزان

 
بر ما چه گذشت؟ كس چه می داند

من او شدم ... او خروش درياها

من بوته وحشی نيازی گرم

او زمزمه نسيم صحراها

 
من تشنه ميان بازوان او

همچون علفی ز شوق روئيدم

تا عطر شكوفه های لرزان را

در جام شب شكفته نوشيدم


باران ستاره ريخت بر مويم

از شاخه تكدرخت خاموشی

در بستر سبزه های تر دامان

من ماندم و شعله های آغوشی


می ترسم از اين نسيم بی پروا

گر با تنم اينچنين درآويزد

ترسم كه ز پيكرم ميان جمع

عطر علف فشرده برخيزد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:22  توسط ليلــی | 
 

سلام دوستان !

 

امروز میخوام به جای شعر و مطالب عاشقانه , یه معما بزارم براتون !

 

معمایی که جوابش در کتابخانه لندن میباشد ...

 

تعداد اندکی تونستن جواب بدن ... اولیش یه انگلیسی بوده و

 

مامان خودم هم  در عرض یک دقیقه جواب دادند !

 

معما :

 

چه خوردنی هست که وقتی درست میکنید هر چقدر  نمک بزنید ,

 

 باز هم وقتی میخواید بخورید

 

باید بهش نمک بزنید ؟!

 

بشــین فکــر کـن !

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 19:11  توسط ليلــی | 

پشت شيشه برف می بارد


پشت شيشه برف می بارد

در سكوت سينه ام دستی

دانه اندوه می كارد

مو سپيد آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنين ديدی

در دلم باريد ... ای افسوس

بر سر گورم نباريدی

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهائی

می خزد در ظلمت قلبم

وحشت دنيای تنهائی
 
ديگرم گرمی نمی بخشی

عشق، ای خورشيد يخ بسته

سينه ام صحرای نومیديست

خسته ام، از عشق هم خسته

غنچه شوق تو هم خشكيد

شعر، ای شيطان افسونكار

عاقبت زين خواب دردآلود

جان من بيدار شد، بيدار

بعد از او بر هر چه رو كردم

ديدم افسون سرابی بود

آنچه می گشتم به دنبالش

وای بر من، نقش خوابی بود

ای خدا ... بر روی من بگشای

لحظه ای درهای دوزخ را

تا به كی در دل نهان سازم

حسرت گرمای دوزخ را؟
 
ديدم ای بس آفتابی را

كاو پياپی در غروب افسرد

آفتاب بی غروب من!

ای دريغا، درجنوب! افسرد

بعد از او ديگر چه می جويم؟

بعد از او ديگر چه می پايم؟

اشك سردی تا بيفشانم

گور گرمی تا بياسايم

پشت شيشه برف می بارد

پشت شيشه برف می بارد

در سكوت سينه ام دستی

دانه اندوه می كارد

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 19:47  توسط ليلــی | 
 

تو در چشم من همچو موجی


خروشنده و سركش و ناشكيبا


كه هر لحظه ات می كشاند بسوئی


نسيم هزار آرزوی فريبا

تو موجی


تو موجی و دريای حسرت مكانت


پريشان رنگين افق های فردا


نگاه مه آلوده ديدگانت

تو دائم بخود در ستيزی


تو هرگز نداری سكونی

دائم ز خود می گريزی


تو آن ابر آشفته نيلگونی

چه می شد خدايا ...


چه می شد اگر ساحلی دور بودم؟


شبی با دو بازوی بگشوده خود


ترا می ربودم ... ترا می ربودم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:3  توسط ليلــی | 


در منی و اينهمه زمن جدا

با منی و ديده ات بسوی غير

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته گرم گفتگوی غير

غرق غم دلم بسينه می طپد

با تو بی قرار و بی تو بی قرار

وای از آن دمی كه بی خبر زمن

بركشی تو رخت خويش ازين ديار

سايه توام بهر كجا روی

سر نهاده ام به زير پای تو

چون تو در جهان نجسته ام هنوز

تا كه بر گزينمش بجای تو

شادی و غم منی بحيرتم

خواهم از تو ... در تو آورم پناه

موج وحشيم كه بی خبر ز خويش

گشته ام اسير جذبه های ماه

گفتی از تو بگسلم ... دريغ و درد

رشته وفا مگر گسستنی است؟

بگسلم ز خويش و از تو نگسلم

عهد عاشقان مگر شكستنی است؟

ديدمت شبی بخواب و سرخوشم

وه ... مگر بخواب ها ببينمت

غنچه نيستی كه مست اشتياق

خيزم وز شاخه ها بچينمت

شعله می كشد به ظلمت شبم

آتش كبود ديدگان تو

ره مبند ... بلكه ره برم بشوق.

در سراچه غم نهان تو ...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:49  توسط ليلــی | 
 

بعضی وقتها بازگشت هم خوب چیزیه !!!!

 

خوشحال شدم از نظرات شما دوستان گل ...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:33  توسط ليلــی | 
 

۱ ) قبل ازدواج :

 

مرد : دیگه نمی تونم منتظر بمونم ...

 

زن : میخوای از پیشت برم ؟

 

مرد : فکرشم نکن !

 

زن : منو دوست داری ؟

 

مرد : البته .

 

زن : تا حالا به من دروغ گفتی ؟

 

مرد : نه , چرا این سؤال رو می پرسی ؟

 

زن : منو مسافرت می بری ؟

 

مرد : مرتب .

 

زن : منو کتک می زنی ؟

 

مرد : به هیچ وجه .

 

زن : می تونم بهت اعتماد کنم ؟

 

۲ ) بعد از ازدواج :

 

همین متن رو از پایین به بالا بخونید !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:58  توسط ليلــی | 
تولدت مبارک بوووووووووووووووووووووووس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 5:56  توسط ليلــی | 

 

روز۲۰ فروردین

 

سالروز میلاد با سعادت بانوی بزرگوار خانوم لیلی ٬ 

 

منجی گمراهان و مفسدین عالم ٬

 

 بر همه ی مسلمین و مشرکین جهان ٬ تبریک و تهنیت باد ...

 


خداوندا !

 

از عمر همه ی گمراهان و مفسدین عالم کم بفرما

 

 و بر عمر ایشان افزون فرما ... !

 

آمین یا ربّ العالمین ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 5:25  توسط ليلــی | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 4:12  توسط ليلــی | 

آتشی بود و فسرد


رشته ای بود و گسست

دل چو از بند تو رست

جام جادوئی اندوه شكست

آمدم تا بتو آويزم

ليك ديدم كه تو آن شاخه بی برگی

ليك ديدم كه تو به چهره امیدم

خنده مرگی

وه چه شيرينست

بر سر گور تو ای عشق نيازآلود

پای كوبيدن

وه چه شيرينست

از تو ای بوسه سوزنده مرگ آور

چشم پوشيدن

وه چه شيرينست

از تو بگسستن و با غير تو پيوستن

در بروی غم دل بستن

كه بهشت اينجاست

بخدا سايه ابر و لب كشت اينجاست

تو همان به كه نينديشی

بمن و درد روانسوزم

كه من از درد نياسايم

كه من از شعله نيفروزم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 0:53  توسط | 

 

كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم


كاش چون پائيز خاموش و ملال انگيز بودم

برگ های آرزوهايم يكايك زرد می شد

آفتاب ديدگانم سرد می شد

آسمان سينه ام پر درد می شد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

اشک هايم همچو باران

دامنم را رنگ می زد

وه ... چه زيبا بود اگر پائيز بودم

وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند ... شعری آسمانی

در كنارم قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه من ...

همچو آوای نسيم پر شكسته

عطر غم می ريخت بر دل های خسته

پيش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سينه ام:

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

كاش چون پائيز بودم ... كاش چون پائيز بودم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 14:52  توسط ليلــی | 
 

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز


آخر مرا شناختی ای چشم آشنا


چون سايه ديگر از چه گريزان شوم ز تو


من هستم آن عروس خيالات ديرپا

 

چشم منست اينكه در او خيره مانده ای


ليلی كه بود؟ قصه چشم سياه چيست؟


در فكر اين مباش كه چشمان من چرا


چون چشم های وحشی ليلی سياه نيست

 

در چشم های ليلی اگر شب شكفته بود


در چشم من شكفته گل آتشين عشق


لغزيده بر شكوفه لب های خاموشم


بس قصه ها ز پيچ و خم دلنشين عشق

 

در بند نقش های سرابی و غافلی


برگرد ... اين لبان من، اين جام بوسه ها


از دام بوسه راه گريزی اگر كه بود


ما خود نمی شديم چنين رام بوسه ها!


 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 16:14  توسط ليلــی | 

 

مردان در صید عشق به وسعت نا منتهایی نا مردند.

 

گدایی عشق می کنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند ...

 

اما همین که مطمئن شدند ;

 

مردانگی را در کمال نامردی به جا می آورند.

 

"زنده یاد دکتر علی شریعتی"

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 1:51  توسط ليلــی | 

 

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره

 

به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ...

 

می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ...

 

آفتابی شه ...!!! کاش ...کاش ...می شد مثل آسمون بود ...

 

کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 9:32  توسط ليلــی | 

 

گذشته فریبم داد ...

 

از حال بیزارم ...

 

از آینده وحشت دارم ...

 

دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم !!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 17:58  توسط ليلــی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من لیلی متولد 20/1/1367
اهل ایرانم ...
امید وارم از وبلاگم خوشتون بیاد
از انتقاد هم بدم نمیاد...!

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
دنیای قشنگ کودکانه هستی ღ
شهـــروز (مســـــافــــر ) ღ
مامـــان رویا (خلــود کوچولو)ღ
یکی شبیه خودم ! ღ
Mahan ( کلبه عشق ) ღ
ღ★ارسلان پرسپولیسی★ღ
هـــــــومـــن ღ
محــــــــــمد ღ
کامیاب تنهــــا ღ
فانوس خاموش ღ
آریـن (فابرگاس و پرسپولیس )ღ
مهدی (آخرین عاشق )ღ
voroojak (عشق)ღ
رضا (عشق دروغین)ღ
سارا (من و عشــقم امین)ღ
شهرام (دوست دارم)ღ
مریم گلـــی(گلســنگ)ღ
پسر تنهای تنـــها ღ
آرمیــن (فریاد بی صدا)ღ
تنــهاترین تنــهای عـــالمღ
مــجتــبــی (دلــربـا)ღ
•. .•.مهدی.•. .•ღ
پســــر دریا ღ
امیــــد (دهکده عشــق)ღ
سالـــی(انتظار پشت دیوار... )ღ
ابراهـــیم (غروب دل انگیز)ღ
مـــحمـــد هـــادی ღ
اشــــکان شهنـــان ღ
معیـــن(عاشـــق تـنـــها)ღ
لبـخــند عـشـــق ღ
غفار صالـــحی (بیر و بار)ღ
جادوی چشـــــم تو ღ
شفق و سارا (گلهای یخ زده)ღ
کامــی جون : دخــی جون ღ
مهدی(ღ(computer information
اشــکان(تـیر باران عشــــق) ღ
میـــم مثــل کــــــامـــــیار ღ
فـرشـــیـد (هــدیه برای شــما) ღ
محسن و سپیده(گل کلدون من)ღ
ملــیســا(دنیــای بچــه گـــانـه)ღ
alone boy(تنهایی)ღ
سرگــرمی دخـــتر و پســر ღ
داش محـــــــمود ღ
ایـســتاده با قــارچ ღ
ღ Farzande Sokoot
غریبه (احســاس خاموش)ღ
دردو دل یک عاشق ناکام ღ
وحــــیـد (مــاه پیـشــــونـــی)ღ
محمد شهبازی (دوستت دارم)ღ
مــهدی آزادبه (عشـــقــی)ღ
مــــســــافــــــــــر ღ
دندون یه آدم مرده ღ
دانلود جدیدترین بازیهای جاوا ღ
جملات کاربردی ایتالیایی ღ
M.T.C(توســعـه ســینــما) ღ
سروش (داستان عشق ) ღ
مترســـک ( آخــرین رویا ) ღ
ســـامان جــون ღ
ღ♥ღ ترانــه و افســون ღ♥ღ
محمد صالحی نیا ღ
ஜوروجـــک آتیش پــــــاره ღ ஜ
مــهدی ( مـرگ در تنـهایــی ) ღ
دریافت پسورد روزانه برای آپدیت ღNOD32
Tanha(عشق یعنی ...) ღ
عرب پو ر( لیشتر من ) ღ
ب - ه (نســــیــم دل) ღ
EHSAS(عشق.موزیک.داستان)ღ
مــجتبــی ( دلــربـا ) ღ
فــرشــــاد (رد پـــــــا )ღ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

کداهنگ میخواهی بیاتو

 

اسم دختر اسم پسر JavaScript Codes width='100' height='40' border='0'>

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس